تبليغاتX
به وبلاگ متعلق به بچه های گل دوره10ش
دانشکده پرستاری آجا خوش آمدید
اگه گفتی ساعت وبلاگ ما با ساعت کی تنظیمه؟

 این یه مسابقست بهش فکر کن!

+ نوشته شده در  85/11/12ساعت 23:7  كار منه م.ع | 
مرغ دريا بادبان هاي بلندش را

در مسير باد مي افراشت !

سينه مي سائيد بر موج هوا،

آنگونه خوش، زيبا

كه گفتي آسمان را آب مي پنداشت !

+ نوشته شده در  85/11/12ساعت 23:0  كار منه م.ع | 
تو رو خدا ببخشید اینجا هیچ خبری نیست  ..............اخه امتحان داریمممممممممممم  
+ نوشته شده در  85/11/12ساعت 22:59  كار منه م.ع | 

در حال تهیه یک قالب زیبا وجدید هستیم منتظر ما باشید...
+ نوشته شده در  85/10/20ساعت 23:14  كار منه م.ع | 
بچه ها تو نظرات در خواست کرده بودن عکسمون رو هم تو وبلاگ بزاریم . به علت بالا رفتن امار خود كشي از گذاشتن عكس معذوريم!
+ نوشته شده در  85/10/13ساعت 23:37  كار منه م.ع | 
كسي كه مريض ميشه، تصادف ميكنه يا به هر صورت دچار جراحتي ميشه توجه اطرافيانش رو به خودش جلب ميكنه. خواه ناخواه دكتري معاينه اش ميكنه، براش دارويي تجويز ميشه و دوستان و آشنايان هم سعي ميكنن بيشتر بهش سر بزنن تا وقتي كه كسالتش برطرف بشه. اگر پاي شخص توي گچ هست عصايي براش تهيه ميكنن تا بتونه راحت تر راه بره. اگر چشمش خوب نميبينه همه سعي ميكنن به جاي چشم او هم ببينند تا خداي نكرده اتفاقي براش نيافته. اگر سرش درد ميكنه محيطي رو براي خوابيدن و استراحتش فراهم ميكنن و...تنها
اما اگه روح كسي آزرده بشه چي؟ اگه به نحوي بازيچه خودخواهي و غرور اطرافيانش باشه چطور؟ اگه وجودش لبريز از نگراني آينده و عاقبت زندگيش باشه چي؟ بدتر از همه... اگه بقيه نتونن او رو درك كنن تكليف چيه؟! پزشكي كه قادر به تشخيص و درمان اين مشكلات باشه كجاست؟ نوش داروي اين زخم عميق زمان بر پيكر انسان چيه؟ عصاي قابلي كه بتونه تحمل اين رنج ها رو داشته باشه كو؟ چشمهايي كه در ديدن واقعيت ها و درك حقايق كمكش كنن كجا هستن؟ چه كسي به زخمهاي روي قلب آدمها اهميت ميده؟ كجا ميشه از اينهمه فشارهاي عصبي و سرعت اتفاقات عصر حاضر فرار كرد و دمي آرام گرفت؟
زندگيهامون آميخته شده با درد و رنج. ميوه فروشي دنيا اجازه جدا كردن ميوه هاي تازه و سالم رو نميده! قطار سريع السير زندگي هم به جز مقصد نهايي ايستگاهي براي پياده شدن نداره. با خوب و بدش بايد ساخت. نميگم چكار بكنين يا نكنين اما اگه وقت كردين يه مقدار بيشتر مراقب همديگر باشين. مراقب قلب هاي تنها.
+ نوشته شده در  85/10/12ساعت 23:46  كار منه م.ع | 

از كجا شروع كنم كه حرف براي گفتن زياده ولي... از كجا شروع كنم وداد بزنم كه ادما وقتي جرئت روبه رو شدن با مسائل رو ندارند چرا به خودشون اجازه وارد شدن به كاراي بزرگ رو ميدن ...چرا به خودشون اجازه ميدن شخصيت اشتباه خودشون رو به ديگران تحميل كنند..مگه مسئوليت قبول  كردن ،اونم مسئوليت يك... اسونه وقتي برنامه اي نداري و انتقاد پذير نيستي چرا به خودت اجازه ميدي برنامه ريزي غلط وجود خودت رو تحميل كني به يه  جامعه اي كه كليدش رو دادن دست توتا بسازيش .و همه  چشما و دستاباز به سمت تو كه از كدوم سمت ميتابي تا قد بكشن ولي دريغ از يك شمع.. پس  اماده باش تا اينده اي كه براي شاپرك هاي اطرافت ترسيم كردي از شب روباه هم تيره تر بشه ...توي اون شب نترس چون چهره كارهاي خودت رو ميبيني.............ولي من مطمئنم با اين وجود  باز هم تو از خودت ميترسي!

+ نوشته شده در  85/10/12ساعت 20:57  كار منه م.ع | 

+ نوشته شده در  85/09/12ساعت 10:53  كار منه م.ع | 
http://www.patoghmusic.com/music/persian/2006/Singles/08/Alireza_Tavakoli_Oni_Ke_Doosesh_Dari.mp3
+ نوشته شده در  85/09/03ساعت 20:48  كار منه م.ع | 
 part of our collage نمايي از حياط دانشكده ما
+ نوشته شده در  85/09/03ساعت 17:15  كار منه م.ع | 

نمي دانم....نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد...نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت...ولي بسيار مشتاقم  كه از خاك گلويم سوتكي  باشد به دست كودكي گستاخ وپي در پي  دم خوش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفته گان را اشفته تر سازد .بدين سان بشكند هر دم سكوت مرگبارم.........                                        (دكتر علي شريعتي)

 

+ نوشته شده در  85/09/03ساعت 17:1  كار منه م.ع | 

هر کس بد ما به خلق گوید ما روی ز او نمی خراشیم  

 

ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم




 

 

+ نوشته شده در  85/09/03ساعت 16:56  كار منه م.ع | 

قصه هاي آشنا

واقعا حكمتش رو نميدونم. اما بعضي ها وقتي ميبينن جنست از شيشه است محكمتر بهت سنگ پرتاب ميكنن. شايد اينجوري صداي قشنگتري توي ذهنشون باقي مي مونه. از شكستنت. از خرد شدنت. از تكه تکه شدنت.
شايد باورت نشه اما وقتي خرد شدي يه جور حس ترحم هم نسبت به تو پيدا ميكنن. ميخوان چيني نازك تنهاييت رو بند بزنن. اما نميدونن با هر قدمشون تكه هاي ريز قلبت رو زير پا له ميكنن. شايد هم ميدونن!
دايه هاي مهربانتر از مادر ميشن. براي رسيدن تو به خوشبختي تجويزهاي فلسفي و روانشناسي ارائه ميدن. خودشون رو به آب و آتيش ميزنن كه تو رو از ميان آدمهاي بد نجات بدن.... چقدر بدبخت و حقيرن! ميدوني چرا؟ چون فكر ميكنن خوشبختي يا بدبختي تو توي دست اونهاست! چون به بهانه ضد عفوني كردن روي زخمهاي كهنه ات نمك ميريزن، غافل از اينكه هنوز روي اين زخمها امضاي خودشون باقي مونده.
اينها كه گفتم حكايت من و شما نيست. بعضي قصه ها رو هر وقت برات تعريف كنن دوست داري قهرمانش باشي. فقط مواظب باش جاي چه كسي رو ميگيري. قصه ها هميشه پايان خوش ندارن.
+ نوشته شده در  85/09/03ساعت 16:47  كار منه م.ع | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
صندوقچه
درباره نامه!
بچه های دوره ما تصمیم گرفتند یه کار جدید انجام بدن نتیجش همینیه که می بینید کارای دیگه ای هم بلدیم....فقط منتظر باشید..

پیوندهای روزانه
یاقوت
البالو ..عشق من
با هر کلیک به یک گرسنه غذا دهید
همکار
ماموت
wire drive
دانلود نرم افزار کد های جاوا
خبر نگار واحد مرکزی خبر کامران نجف زاده.
فلشي جالب از تاج محل . نبيني بد شانسي!
می خوای djبشي؟
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
آرشیو موضوعی
منتظر خبر های جدید ما باشید
فرشته ها
م.ع
طاهره نجفی
الناز کریمی
فریده پناهی
شیرین نصراله نژاد
راحله خسروی
راضیه ابراهیم زاده
فاطمه مباشری
مریم عابدی
پیونديده ها
دوست
وبلاگ دانشجویان پزشکی
مرکز پژوهش های علمی دانشجویان
دیکشنری آریانپور
دانشگاه علوم پزشکی تهران
دانشگاه علوم پزشکی شیراز
سازمان نظام پزشکی ایران
پایگاه اطلاع رسانی پزستاران ایران
پایگاه اطلاع زسانی پزشکان ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

هزار جهدبکردم که سر عشق بپوشم

نبودبر سر اتش میسرم که نجوشم

<
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">





Powered by WebGozar